پ.ن.۱: گرچه خانم خديجه ثقفي؛ بانو قدس ايران، همسر گرامي امام خميني در همان ايام فروردينماه 1312 هجري شمسي نامه عاشقانه حضرت روحالله رهبر آينده انقلاب اسلامي ايران را از فرط شرم و حياي ايراني و اسلامي پاره كرده، اما چند سال پيش اين نامه از همه جا سردرآورده پ.ن.۲: تا حالا نامه های عاشقانه ی زیادی خوندم و نوشتم چه فارسی چه انگلیسی ولی به جرات میتونم بگم که این نامه هر چند کوتاه ِ ولی تو راس تمام اون نامه ها قرار داره
«تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد ميگذرد ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد... ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روحالله.
»
و نه فقط در صحيفه امام كه در مطبوعات و حتي راديو و تلويزيون خوانده شد
. ![]()
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 9:16 توسط ریحانه.زهرا |
نوزادي چند روزه با دوصورت و يك بدن اين نوزاد دختر چند روزه كه در روستاي ساني در ايالت اوتارپرادش هند و در 50 كيلومتري شمال شرقي دهلي نو بدنيا آمده است , داراي دو صورت , چهار چشم و دو دهان و دو بيني مي باشد . اين نوزاد كه هم اكنون از وضعيت نسبتا ثابتي برخوردار است هنوز داراي اسم نيست ولي والدين او معتقدند كه او هديه ايي از سوي خداست . تغذيه او به وسيله دست انجام مي شود و پزشكان هنوز در مورد اينكه او بتواند به طور طبيعي در آينده تغذيه شود و يا اينكه به طور نرمال زندگي كند , نظري نداده اند . ولي به طور كلي معتقدند كه در آينده كودك دچار مشكلات جسمي خواهد شود. چند عکس دیگر هم از این نوزاد در ادامه مطلب ... او بهتر میداند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 2:49 توسط ریحانه.میم |
يک واقعيت تلخ
مردي کم سن وسال يا بهتر بگويم بچه سال وارد ميشود
آقاي دکتر شير خشک کوپني ميخوام
...نداريم هنوز توزيع نشده بايد يه چند وقت ديگه سر بزني
نميشه يه دونه از همونا روبدي بعدا با کوپني عوضش کني
...نه قربان تو اونا که ميبيني آزاده کوپني روش نوشته يارانه اي تعزيرات روش نظارت ميکنه اشتباه ميشه در ثاني کوپني رو نميشه آزاد فروخت
دو هفته بعد:
آقاي دکتر شير کوپني آوردين
...نه هنوز يه مقدار کم اومد و زود تموم شد
پس يه بيوميل پاکتي آزاد بدين ديگه چيکار کنم..کارگر يه شرکتم ماهي 80تومن حقوق ميگيرم ..زنم سر زايمان مرد ..نه بيمه دارم نه هيچي با بيست ويک سال سن بايد يه بچه بي مادر رو بزرگ کنم
..سعي کن زود به زود سر بزني
شايد يک ماه بعد:
سلام دکتر بالاخره شير کوپني آوردين
...اره کوپنتو بده ...
اين چيه من بيوميل ميخوام اين که مولتيه
..عزيزم اينا همه شون عين همه..شير کوپني دست مانيست ..تو که مشکل داري بچه ات رو به هردو عادت بده..تا هر وقت هرچي اومد بتوني بهش بدي..
نه نميشه من فقط بيوميل ميخوام
...باشه پس برو چند وقت ديگه سربزن
باشه پس دوباره يه بيوميل پاکتي بدين تا بعد
نميدانم چند ماه گذشت ولي تاريخ اول اسفند هشتادو شش بود..بايک نان بربري وارد ميشود:
سلام آقاي دکتر براتون نون بربري گرفتم
...کجايي شير خشک بيوميل کوپنمي اومده ها
ديگه نميخوام کوپنا رو پاره کردم بچه رو هم فروختم
بچه رو هم فروختم...بچه رو هم فروختم...بچه رو هم فروختم....همينطور درگوشم زنگ ميزند
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:38 توسط ریحانه.میم |
| ||||||